جلد 32، شماره 4 - ( زمستان 87 1387 )                   جلد 32 شماره 4 صفحات 267-270 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


، mozhdehzabihi@yahoo.co.uk
چکیده:   (10933 مشاهده)
سابقه و هدف: افسردگی ماژور به دلیل ایجاد تغییرات در سیستم نورواندوکرین و اختلال در عملکرد محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال می‌تواند عامل خطر برای کاهش تراکم استخوانی باشد. هدف از انجام این مطالعه، تعیین رابطه افسردگی ماژور با دانسیته استخوانی بود. روش بررسی: در یک مطالعه از نوع هم‌گروهی تاریخی، 75 نفر در دو گروه مورد، شامل 25 بیمار مبتلا به افسردگی ماژور بر اساس معیارهای DSM-IV و 50 نفر در گروه شاهد از داوطلبین سالم با انجام دانسیتومتری مورد بررسی قرار گرفتند. هر دو گروه از نظر عوامل دموگرافیک مانند سن، جنس، نمایه توده بدنی (BMI) و وضعیت یائسگی یکسان شدند. دانسیتومتری به روش DXA انجام شد. T Score و دانسیته استخوانی در نواحی ستون فقرات کمری (L2-L4) و لگن بین دو گروه مقایسه شدند. یافته‌ها: دو گروه از نظر سن، جنس، BMI، مصرف کلسیم بین یکسان بودند. تراکم استخوان (BMD بر حسب gr/cm2) در گروه مورد به میزان معنی‌داری از گروه شاهد کمتر بود (به ترتیب در گردن فمور 12/0±0.92 در برابر 14/0±09/1، در توتال فمور 13/0±94/0 در برابر 15/0±16/1 و همچنین در L2-L4، 22/0±05/1 در برابر 21/0±32/1). فراوانی استئوپروز در گروه بیمار بیشتر از شاهد بود: در ناحیه توتال فمور به ترتیب 32% در برابر 8 % (OR= 5.4 , CI 95% : 1.4 – 20.3)، در ناحیه L2-L4 به ترتیب 36% در برابر 14% (OR=3.5, CI 95%: 1.1-10.8). نتیجه‌گیری: مبتلایان به بیماری افسردگی ماژور درمقایسه با گروه کنترل تراکم استخوانی کمتر و فراوانی استئوپروز بیشتری دارند، بنابراین بهتر است بیماران مبتلا به افسردگی ماژور از تراکم استخوان بررسی شوند. واژگان کلیدی: افسردگی ماژور، استئوپروز، تراکم استخوانی
متن کامل [PDF 115 kb]   (2988 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشی |
دریافت: ۱۳۸۸/۲/۲۰